سلام

دوستان عزيز بعد از يه قرن من برگشتم .

از اينكه دير شد معذرت ميخوام چون هم درس دارم و عروسي داشتيم و نمايشگاه كتاب و اينا ديگه .

خوب . ؟ !

عروسي دختر عموم بود جاتون خالي خوش گذشت خوب بود . 

درس هم اينقد زياده اصن حال و حوصله شو ندارم .

نمايشگاه هم رفتيم خوب بود ، تنها يه بدي داشت اينكه بابايي مريض بود نتونست بياد باهامون به جاش دايي ام اومد .

حالا اسم كتاب هايي كه خريدم رو مي نويسم ( هر كدوم رو خونديد يا خريديد بهم بگيد ) : 

مجموعه رامونا : رامونا و خواهرش _ راموناي وروجك _ رامونا و مادرش  ( البته يه سري شو داشتم و بقيه شو گرفتم )

مجموعه نيكولا كوچولو : تعطيلات نيكولا كوچولو _ دردسر هاي نيكولا كوچولو _ دوستان نيكولا كوچولو ( و اين هم يه سري داشتم و بقيه شو گرفتم )

اسپاد مورفي و تفنگي با فشنگ سيب زميني _ دو قلو ها _ بيلي زباله جمع كن _ سلطان آشغالگرد ها

چند روز با پدر بزرگ _ نامه هاي بچه ها به خدا _ آخرين گودال _ دختران خورشيدي _ بال هايت را كجا جا گذاشتي ؟ _ چاي با طعم خدا _ هفت دختر ، هفت پسر _ باغ مخفي  Reading a Book 

تولد يكي از دوستام بود ( حديثه ) ما چه كارايي كه نكردیم .

ز. ن : فك مي كنم كتابام كمه ؟؟؟ !!!

ز .ن : اصن حال ندارم كه فردا برم مدرسه  .!

خوب من برم كه دارم از خواب ميميرم . Night

كاري نداريد . 

فعلا باي باي .   Balloons


 

نوشته شده توسط عطيه آهويي در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:7 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت