تبليغاتX
جينگيلي

من رفتم آهو .

سلام دوستان .

حالتون چطوره ؟

خوش میگذره ؟

من که دارم میرم آهوووووووووو .

الان آلبالو ها و زردآلو رسیده و من کلی خوشحالم .

وای میرم دختر خالم رو ببینم خیلی کومشولو هس .  ( منظور از کومشولو همون کوچوله هس قابل توجه دوستانی که توجیه نشده اند .)

صبح ها با مامانب می رفتیم پارک ورزش کنیم  البته مینا نوه عموم هم می یومد کلی می خندیدیم به یه پیرمرده آخه با اون سن اش رفته بود رو یکی از این وسیله هایی که آقای شهرداری گذاشته ورزش می کرد بعد جالب این جاس که اشتباهی یک کار رو می کرد .   

کلی کتاب دارم با خودم می برم که حوصله ام سرنره .   

ز . ن ۱ : بابایی مرخصی نداره نمیاد البته الهام هم پیشش می مونه .

تا دو هفته دیگه اون جاییم .  

من برم .

فعلا بای بای .  

 

 


 

نوشته شده توسط عطيه آهويي در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 11:11 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت


عنوان : " حال ندارم بذارم :D "

سلام

خوبيد ؟

چه كارا مي كنيد ؟ 

كارنامه گرفتم خوب شده بود .

ديروز تولد آبجي جونم بود .

تولدت اش مبارك .

آبجي جونم كاشكي كه صد ساله شي !

نه صد و بيست ساله شي !

 نه صد بيست سال كمه هميشه زنده باشي !

 

روز مادر مبارك !

مامان عزيزم خيليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي دوست دارم .

حالا كارنامه :

قرآن :  20

ديني :  19

عربي : 20

املا فارسي : 5/19

انشا فارسي : 19

قرائت فارسي : 5/19

اجتماعي : 19

تاريخ : 5/19

جغرافي : 19

19

قرائت زبان : 20

املا زبان : 20

رياضي : 19

علوم تجربي : 20

حرفه و فن : 19

هنر : 20

ورزش : 20

پرورشي : 20

انضباط : 20

معدل : 41/19

 

اين هم از نمرات درخشان من !!

روز كارنامه ها گير دادن به ما كه چرا با لباس مدرسه نيومديد؟؟؟؟  !!!!! 

منم وايستادم جلو در هر كي كه اومد كارنامه بگيره گفتم نرو گير ميدن و اين حرف ها ... 

جديدا همين جوري چرت و پرت ميگم مي خندم البته بقيه كه اطرافم هسن از چرت و پرت هاي من مي خندن .

 چي بگم ديگه ؟؟؟؟ !!!!
.... شيشم ليليان كنكور داره فك كن بيچاره  .

دقت كن من برا تمام اعضا خانواده تو اين ماه كادو خريدم و بايد بخرم !!  Red Hair

ليليان كه تفلدش بود ، ماماني هم كه روزش بود  ، بابايي هم كه روزش بود !!!!  Flower

يه روز با ماماني و ليليان بيرون بوديم گذري راهمون خورد به خيابون مردسه ماماني ميگه بيا برو يه سر مردسه .

من گفتم : من تو همون موقع مردسه ها حال نداشتم برم حالا الان برم . !!

دلم برا آهو و ماماني بزرگم و دايي ها و بقيه تنگيده اونم خيليييييييي . 

جديدا شبا  بسي پاي كامپيوتر تلپ هستيم .

حوصله مان سر رفته خيلي زياد . 

الان به شدت خوچالم !! دليلي هم نداره كلا شادم !!!

يكي بياد منو ببره كلاس فوتسال آخخخخخ دلم مي خواد .

بابا خيلي حرف زدم . Sun

من برم دوباره ميام .

فعلا باي باي .  I Love You Arabic Veil

 


 

نوشته شده توسط عطيه آهويي در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 1:15 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت