سلام رفيق هاي فينگيلي خودم

خوفيد ؟

امشب مي ريم خونه عمو جليلم دلم براشون (اندازه ي سوراخ پاي مورچه شده .)

فردا حرفه داريم بايد بريم كارگاه چقدر ما مي خنديم .

هفته پيش خانومون بهمون سيم لخت كن با سيم داد قرار شد منو مهسا دو طرف سيم رو لخت كنيم سيم دست من بود

سيم لخت كن دست مهسا (مثل اينكه با يك كشيدن كوچولو روكش سيم در مياد اما منو مهسا اين قدر اين دوتا رو كشيدي كه سيم داشت پاره مي شد در اون لحظه قيافه منو مهسا ديدني بود . )

جمعه خونه حاج داوود بوديم منو دختراش اين قدر خنديديم كه حد حساب نداشت .

خوب من ديگه برم .

باي .


 

نوشته شده توسط عطيه آهويي در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 9:26 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت