درباره وبلاگ

اولا كه سلام
دوما كه خوش اومديد
من يه دخمل خانوم نازه ماماني ام ، ميخوام اينجا هر چي دلم ميخواد بنويسم
بياييد پيشم خب ؟
راستي من خيلي كتاب دوس دارم.
فهرست اصلي
دوستان
كوير ( بابايي )
سايه ! ( آبجي جونم )
روستاي آهو ( روستامون )
من و خودم !
دختر كوچولو
آلوچه ترش
سيب ترش
عروسك وراج
خاطرات دختراي شيطون !
يه جمع دوستانه
نوجوانان اصلي (فرين و ثمين )
دست نوشته هاي گلي
خم
ساز تنهايي
ژوزف بالسامو
وبلاگ بچه هاي خوزستان
موژان
پرواز امير
خواهرانه
شكلك 1
شكلك2
نوشته هاي پيشين
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
طراح قالب
POWERED BY
سلام ![]()
خوفيد؟ ![]()
ببخشيد كه منتظر مونديد من اصلا يادم رفت ديشب وقتي رفتم الهامو صدا كنم بياد شام بخوره يكدفعه بهم گفت
اين قدر ناراحت شدم كه نگو .![]()
خوب بريم سراغ كارنامه البته همش 20 نيست (گريههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه)![]()
قرآن 20 ![]()
تعليمات ديني 20
املا فارسي 19 ![]()
انشا فارسي 20
تاريخ وتعليمات مدني 20 ![]()
جغرافيا 20 ![]()
رياضيات 20 ![]()
علوم تجربي وبهداشت 19
هنر 20 ![]()
ورزش 20
انضباط 20 ![]()
معدل كل 93/19 ![]()
![]()
![]()
اين خيليييييييييييييييي بدههههههههه (گريههههههههههههه)![]()
![]()
خوب از فاز غم وغصه بيايم بيرون .![]()
ديروز رفتم تو كوچه و با نازنين وفاطي علي و مهيار و احسان يك عالم بازي كرديم ، داشتيم بازي ميكرديم كه يه پسر اومد شروع كرد با فاطي دعوا كردن من هم قاطي كردم شروع كردم با پسره دعوا كردن دعوا داشت به جايي مي رسيد كه بچه ها جلو منو گرفتن نذاشتن برم دعوا كنم .![]()
![]()
امروز هم ميرم دنبال الهامو ،فاطي ،نازنين و مهيارو احسان كه بازي كنيم .![]()
شب هم مي خوايم بريم خونه عموم اينا .![]()
قراره بابام هم برا قبوليم اسكيت بخره .(قربونششششششششششششششششششششششششششششششششششش برمممممممم)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم يه گربه خاكستري مي خواد ،و چهار تا جوجه ناز نازي خوكشل مي خواد .![]()
![]()
كاش نظر سارا در مورد اين مدرسه راهنمايي عوض مي شد و با من ميومد تو يه مدرسه وقتي فكر ميكنم دوست صميميم داره ازم جدا ميشه فكر ميكنم ديگه تنهاي تنهام (اي خداااااااااااااااااااااااااا)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوب من ديگه بايد برم .![]()
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم .![]()
مواظب خودتون باشيد .![]()
باباي جينگيلي و فينگيلي هاي خودم .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 4:33 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام ![]()
خوفيد ؟![]()
من به خاطر اين دير اومدم كه رفتيم آهو خيلي خوش گذشت مامان بزرگم يه كارايي ميكرد كه آدم رو به خنده مي نداخت ![]()
![]()
جوجه هامو بردم اونجا ،دو تا جوجه قبلا برده بودم اون جا بزرگ شده بودند و دوتا شون سفيد، سفيد شده بودن .![]()
فردا حتما آپ ميكنم چون كارنامه مي گيرم .![]()
پارسال نه پيرارسال يه دفتر خاطرات از نمايشگاه كتاب گرفتم خيلي باحاله خودش موضوع داده وتو بايد در مودر اون بنويسي .![]()
![]()
يه مطلب از توش در آوردم :
( بهترين دوست )
اين پسر كوچولوست ، اولين دوست پسرك .
پسرك وقتي كوچكتر بود ،با او فوتبال بازي ميكرد .آنها با هم لطيفه هاي تازه مي ساختند و در پارك سرسره بازي مي كردند . اما يك روز پسر كوچولو شمع هاي كيك تولد او را فوت كرد و پسرك براي هميشه با او قهر كرد .
اين كامپيوتر است ،آخرين و بهترين دوست پسرك .
پسرك با او فوتبال بازي مي كند .كامپيوتر برايش لطيفه هاي تازه مي گويد .به او شطرنج و ماشين سواري ياد مي دهد .
او را به جا هاي ترسناك مي برد ودلش را هري پايين مي ريزد .
پسر كوچولو چند بار به خانه پسرك آمده است با او آشتي كند ،اما هيچ وقت پسرك نتوانسته چشم از صفحه ي آخرين بهترين دوستش بردارد و اولين بهترين دوستش را پشت در خانه اش ببيند و هر بار پسر كوچولو سرش را پايين انداخته و راهش را كشيده و رفته است .
اما امروز ،پسرك يك دفعه خواست كه با آخرين بهترين دوستش در خيابان فوتبال بازي كند ،اما او اصلا از جايش تكان نخورد.
خواست اين بار خودش لطيفه بگويد و آخرين دوستش را بخنداند ،اما او اصلا نخنديد .خواست بگويد چقدر دلش گرفته .اما او اصلا گوش نكرد .
پس پسرك با آخرين دوستش قهر كرد ،يعني او را خاموش كرد و در خانه اولين بهترين دوستش را زد ،يعني با او آشتي كرد .![]()
![]()
![]()
خوب من ديگه بايد برم .![]()
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم .![]()
مواظب خودتون باشيد .![]()
باباي جينگيلي ها و فينگيلي هاي خودم .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 ساعت 4:52 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام ![]()
خوبين فينگيلي ها ؟![]()
واي امتحان هاي من تموم شده ديگه از اين به بعد عشق صفا بازي (حله).![]()
![]()
![]()
خوب امروز آخرين امتحانمو يعني انشا رو دادام .![]()
وقتي از سر جلسه اومديم بيرون شاهي هي ميگفت من ديرم شده من ديرم شده تا سر 25 بايد برم چيكار كنم آخر سر كه رسيديم سر خيابون شاهي گفت من ماشين سوار ميشم گفتم خوب باشه بريم ماشين بگريم حالا اومديم اين ور خيابو تا ماشين بگريم هي بهش ميگم دستتو تكون بده يا بگو مستقيم ميگه من نمي كنم تو بكن آخر سر يه ماشين براش گرفتم آقاهه ميگفت كم تر از 200 تومن نميگيرم آخر سر باكلي خواهش وتمنا 100 تومن گرفت.![]()
![]()
امروز پسر خالم دوچرخه منو درست كرد كه بعداز ظهر برم بازي ![]()
![]()
امروززز تولددد مامانم تشويقققققققققققققققققققققققق.![]()
![]()
![]()
![]()
خوب امروز بعد ازظهر قراره با ليليان و ملينا ومهرنوش وخودم بريم كادو بخريم دعا كنيد ملينا هم بياد.![]()
![]()
خوب قرا بود اسم بعضي از كتابامو كه خودم رو بيارم چون خيلي زياد بودن من نصف شو مينويسم همي اين ها قشنگ اند.![]()
يه مجموعه 5 جلدي نيكولا كوچولو ...دفتر خاطرات فرشته ها ... ميازار موري كه دانه كش است ...365 قصه براي كودكان ... نوكر بابا تو مستراح ... راموناي شجاع ،شجاع ...رامونا هميشه راموناست ...مرا نبوس بابا
جزيره هزار داستان ...مثل همه اما مثل هيچ كس ...داستان هاي ستاره ... خوابهاي عجيب (تصميم ها كبري )
استاد مطهري ... يه پازل 336 قطعه اي كه عكس تام وجري روشه ... يه پازل 445 قطعه اي كه عكس ميكي موس روشه ... كي بود رفت زير ميز؟ ... مثل كنه چسبيدن (منوچهر احترامي نويسنده قسمت بچه ها من هم بازي مجله بچه ها گل آقا ) همان لنگه كفش بنفش .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم .![]()
مواظب خودتون باشيد .![]()
باباي جينگيلي ها وفينگيلي هاي خودم .![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 5:42 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام ![]()
خوفين ؟ ![]()
اينجا قشنگ شده الهام اين جا رو درست كرده تازه من هم خبر نداشتم . ![]()
![]()
نميدونيد وقتي گفت چقدر ذوق كردم . ![]()
خوب من بايد برم امتحان انشا دارم . ![]()
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم . ![]()
مواظب خودتون باشيد . ![]()
باباي جينگيلي ها وفينگيلي هاي ![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 2:52 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام دوست هاي جينگيلي خودم ،خوفيد ؟ من امتحانام داره تموم ميشه اما خيلي سخته خوب 10 خرداد هم تولد مامانم مي خوام يه تولد دبش بگيرم خوب از اين به بعد هم زود بروز ميكنم چون الهام بهم ياد داده چطوري آپ كنم . الان هم الهام ، وفاطمه دوستام اومدن بازي كنيم. ببخشيد سرتون رودرد آوردم . مواظب خودتون باشيد . باباي جينگيلي ها وفينگيلي هاي خودم .![]()
![]()
امروز هم امتحان علوم داشتيم كه من يه سوال رو اشتباه نوشتم . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 5:34 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام خوفين؟ ![]()
من اومدم امتحان رياضي بد نبود نقاشي هم دو تا سگ كشيدم تو يك منظره
دوستم هم نقاشي خوبي نكشيده بو دزنگ تفريح الكي به مامور گفتيم كه بايد به دوستمون پول بديم اون هم گفت برين من هم يه سگ براش كشيدم واون گل و درخت كشيد وقتي داديم به خانوم مون گفت خوبه سارا هم قند تودلش آب مي رفت . ![]()
![]()
امتحان بخوانيم هم نه بد داديم ونه خوب ههههههههه فكر كنم اصلا نداديم فردا هم امتحان املا داريم كه من فقط 5/3 درس خوندم (يعني 3درس 1 نيمه درس
) ![]()
خوب من بايد برم بقيه رو بخونم 1 شنبه اي كه داره مياد شايد (50 درصد ) آپ كنم. ![]()
ببخشيد كه سرتون رو دردر آوردم.![]()
مواظب خودتون باشيد ![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت 5:17 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت