درباره وبلاگ

اولا كه سلام
دوما كه خوش اومديد
من يه دخمل خانوم نازه ماماني ام ، ميخوام اينجا هر چي دلم ميخواد بنويسم
بياييد پيشم خب ؟
راستي من خيلي كتاب دوس دارم.
فهرست اصلي
دوستان
كوير ( بابايي )
سايه ! ( آبجي جونم )
روستاي آهو ( روستامون )
من و خودم !
دختر كوچولو
آلوچه ترش
سيب ترش
عروسك وراج
خاطرات دختراي شيطون !
يه جمع دوستانه
نوجوانان اصلي (فرين و ثمين )
دست نوشته هاي گلي
خم
ساز تنهايي
ژوزف بالسامو
وبلاگ بچه هاي خوزستان
موژان
پرواز امير
خواهرانه
شكلك 1
شكلك2
نوشته هاي پيشين
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
طراح قالب
POWERED BY
سلاممممممممم جينگيلي هاي خودمممم![]()
![]()
خوفيد ؟![]()
از امروز جينگيلي به روز ميشه خوب من بايد زودتر مي يومدم ولي نشد. ![]()
من به شما درمورد همسترم حرفي نزده بودم
ولي حالا ميگم همكار بابام ، خانم داوري كه خيلي دوسش دارم
، براي من والهام يك همستر خيلييييي جيگررر وخوكشل آورد .![]()
من همسترم رو خيلي دوست داشتم ، كارهاي باحالي مي كرد ولي ديروز همسترم مرد
، گريهههههههههههههههه
( اين گريه مدل جهان بود ) ولي همسترمو اميروووو
كشته اون يه قاتل خيلي بده همتون بريد و به اميرووو غر بزنين ، آخه اميرووو با الهام مي خواستن برن نمايشگاه كتاب كه با علي اومد خونمون بعد امير با چشم شورششششششش همسترمو كشت ( گريههههههه ) اون يه قاتل خيلييييي بدهههههه بريد همش بهش غر بزنيد . خوب ديگه عزاداري همسترم بسه !![]()
خوب حالا نوبت به خودم رسيد ما جمعه رفته بوديم بهشت زهرا ، خيلي خوب بود. فرداش يعني شنبه رفتيم نمايشگاه كتاب ، نمي دونيد چقدر خوش گذشت . كلي كتاب خريدم تازه يه پازل هم خريدم ، الهامو هم زور كردم كه ديروز هم برام پازل بخره ولي دست دوستش جاموند .![]()
حالا ميريم سراغ مدرسه ( فردا مي خوان كارنامه بدن * ) ولي من ميدونم چند شدم چون كلاغا بهم خبر ميدن همش 20 ولي رياضي روشدم 5/19 ![]()
5 شنبه هفته پيش هم رفتيم اردو خيلي حال داد . وقتي برگشتيم رفتيم تو حياط بازي ، داشتم بازي مي كردم ومي دويدم ودوستم دنبالم مي كرد كه كفشم دراومد نشستم كه درستش كنم كه ، دوستم افتاد روم اول فكر كردم عينكم شكسته و رفته تو چشمم ، ولي دماغم خون اومد خيلي درد مي كرد
. وقتي اومدم خونه مامانم پماد ماليد تا خوب بشه بعد چند روز هم زودي خوب شد .![]()
سفارش : به ( اميرووو ) غر زدن فراموش نشه .![]()
ببخشيد سرتونو درد آوردم .![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 10:29 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت