درباره وبلاگ

اولا كه سلام
دوما كه خوش اومديد
من يه دخمل خانوم نازه ماماني ام ، ميخوام اينجا هر چي دلم ميخواد بنويسم
بياييد پيشم خب ؟
راستي من خيلي كتاب دوس دارم.
فهرست اصلي
دوستان
كوير ( بابايي )
سايه ! ( آبجي جونم )
روستاي آهو ( روستامون )
من و خودم !
دختر كوچولو
آلوچه ترش
سيب ترش
عروسك وراج
خاطرات دختراي شيطون !
يه جمع دوستانه
نوجوانان اصلي (فرين و ثمين )
دست نوشته هاي گلي
خم
ساز تنهايي
ژوزف بالسامو
وبلاگ بچه هاي خوزستان
موژان
پرواز امير
خواهرانه
شكلك 1
شكلك2
نوشته هاي پيشين
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
طراح قالب
POWERED BY
سلامممممم ![]()
خوفيد ؟ ![]()
من خوب شدمممم البته يك ذره كليه ام عفونت كرده ولي من سرحال سرحالمممممممم . ![]()
عيد سعيد قربان بر همتون مبارك . ![]()
ديروز صبح هي مامانم مي گفت : ( شير موزتو بخور بهت مي خوام دارو بدم . )
منم كه مي خواستم به مامانم كلك بزنم
گفتم : ( تو برو لباس بپوش دير شد . )
وقتي كه مامانم رفت منم شير موز را خوردم
، بعد اومدم يه ذره شير موز توي ليوان خالي بريزم كه مثلا من نخوردم
، يهويي ليوان پر شد
منم به خاطر اينكه ضايع پر نباشه سر ليوان را خوردم
تا اندازه شد بعد رفتم تو اتاق كه كيفم را بردارم و بريم ، مامانم رفت تو آشپز خونه منم هيچي نگفتم
، اومد گفت بيا شير موزت را بخور تا داروت
را بدم ، منم قضيه رو گفتم و شروع به خنديدن كردم
بعد مامانم هم گفت تازه از يك ليوان هم بيشتر خوردي ، چون سر ليوان كه پر شده بودي را خوردي
، منم زدم زير خنده و رفتم تا كفشم را بپوشم و برم مدرسه . ![]()
![]()
1. يه فيل چرا نمي تونه سوار دوچرخه شه ؟ ![]()
2. چرا مارا نمي تونن سوار قطار شن ؟ ![]()
چيستان دومي هم دوتا جواب داره ؛ تازه يه جواب هم قبول نيست !
باباي جينگيلي هاي خودممممممم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 9:22 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام دوستهاي خودممم ![]()
خوبيد ؟ ![]()
من چون امتحان دارم تا 1بهمن به روز نمي كنم
ولي شايد روزهايي كه تعطيل باشم بيام . ![]()
من امروز كليه ام درد گرفته ميرم دكتر برام دعا كنيد ![]()
![]()
باباي جينگيلي هاي خودممممممممم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در یکشنبه هجدهم دی 1384 ساعت 9:51 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت