درباره وبلاگ

اولا كه سلام
دوما كه خوش اومديد
من يه دخمل خانوم نازه ماماني ام ، ميخوام اينجا هر چي دلم ميخواد بنويسم
بياييد پيشم خب ؟
راستي من خيلي كتاب دوس دارم.
فهرست اصلي
دوستان
كوير ( بابايي )
سايه ! ( آبجي جونم )
روستاي آهو ( روستامون )
من و خودم !
دختر كوچولو
آلوچه ترش
سيب ترش
عروسك وراج
خاطرات دختراي شيطون !
يه جمع دوستانه
نوجوانان اصلي (فرين و ثمين )
دست نوشته هاي گلي
خم
ساز تنهايي
ژوزف بالسامو
وبلاگ بچه هاي خوزستان
موژان
پرواز امير
خواهرانه
شكلك 1
شكلك2
نوشته هاي پيشين
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
طراح قالب
POWERED BY
سلام ![]()
جينگيلي هاي خودم خوفيد ؟ ![]()
من دارم ميرم آهو
تازه اين دفعه بابايي نمياد تنها مي مونه .
اين دفعه من ، مامانم ، الهام ، بابابزرگم ، مامان بزرگم ميريم .
كاش بابايي مي اومد . ![]()
فقط يه ساك برا منه .
جوجوهامو هم مي برم آخه اين جا تنها ميمونن ، دلشون براي من تنگ ميشه غصه مي خورن . ![]()
( من نيستم بابا مو تنها نزاريد ، يادتون نره .
)
تا هفته ديگه اونجا مي مونيم . ( به بابام يادتون نره سربزنين ها .
)
از آهو برگشتم براتون يه پست جديد سوغاتي ميارم . ![]()
( به بابام سر بزنيد . ) ![]()
خوب سرتونو درد آوردم . ![]()
جينگيلي باشيد . ![]()
باي جينگيلي ها ![]()
( بابام را يادتون نره ها .............
)
نوشته شده توسط عطيه آهويي در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384 ساعت 11:31 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سلام ![]()
جينگيليهاي خودم خوفيد ؟ ![]()
من اصلا وقت نكردم بيام سراغتون . ![]()
يك روز مونده به روز مادر من ، فاطمه ، مامان فاطمه رفتيم كتاب خونه تا جايزه هاي مسابقه اي را كه توش برنده شدم را بگيرم اما كتاب خونه بسته بود . ![]()
![]()
من كادوي روز مادرم را با فاطمه اينا خريدم رفتيم بيرون من 3 تا از اين ظرفا كه برا تو يخچاله خريدم
الهامم خودش رفت يه كيف خريد . ![]()
براي مامانم برف شادي خريدم و تو بادكنك اكليل ريختم ، خيلي بامزه شده بود . ![]()
![]()
من با سعيد پسر يكي از بچه هاي همسايه ها دعوام شد
، سر اين كه درخت مارو تكون مي داد ، بعد سعيد 3 تا زد دوبرابر خورد . ![]()
ديروزم با مجتبئ دعوام شد سر اينكه بازي من و مائده و سارا و ويدا رو بهم مي ريخت ، اون مي زد من چنگ ميزدمش . ![]()
جوجه هام هم خيلي بزرگ شدن همش نوك مي گيرن و بالا پايين مي پرن . ![]()
![]()
خوب سرتونو درد آوردم . ![]()
فعلا خداحافظ ![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط عطيه آهويي در دوشنبه دهم مرداد 1384 ساعت 9:57 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت